
سالها پرستار دیگران بودم، حال خودم بیمارم…
۱۴۰۴-۰۴-۲۸
یک تصادف ساده خانه نشینم کرد…
۱۴۰۴-۰۴-۲۹خانم جوانی از ۲ تا ۱۸ سالگی در بهزیستی بزرگ شده است. پس از خروج از بهزیستی ازدواج میکند و صاحب یک دختر میشود. همسرش که کمک راننده میدان بار بود به مرور به سمت اعتیاد کشیده میشود و بدهی بالا میآورد. حالا بیش از ۱۱ ماه است که متواری شده و زن و بچهاش را رها کرده است. در ماههای اول از آنجا که مستمری بهزیستی کفاف اجاره ماهیانه خانهاش را نمیداد، صاحب خانه مبلغ را از اجاره خانه کم میکرد و خودش برای اینکه بتواند چرخ زندگی را بگرداند روزها با فرزندش در باغها و برای سالمندان کار میکند اما با سر رسیدن سال خانهاش، پولی ندارد که جای دیگری را اجاره کند. حالا تمام وسایلش را جمع کرده و ناامیدانه حرف از زندگی در چادر میزند. برای کمک به این مادر جوان ۸۰ میلیون تومان مورد نیاز است.






